skip to main | skip to sidebar

WEBPRESENTATION OF M. K. SADIGH

Tuesday, April 19, 2011

SEE YOU IN MY FACEBOOK
http://www.facebook.com/profile.php?id=1808096940&ref=name
http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Ftwitter.com%2F%23!%2Fmksadigh&h=23d35


Posted by www.m. k. sadigh at Tuesday, April 19, 2011

No comments:

Post a Comment

Newer Post Home
Subscribe to: Post Comments (Atom)

Refresh this blog often بلاگ را میتوانید تازه کنید

Materials composed in this blog are unedited and direct subjects received, soley for informative purposes and do not reflect my own views
آنچه در این بلاگ منتشر میشود انتشار مطالب رسیده بدون هیچ تغیری درا نهاست بازتاب دیدگاه های شخصی من نیست و صرفا بمنظور انتشار مطالب آموزنده و مفید است

Refresh this blog often by clicking on as I am constantly uploading new links, news, new video and articles! by keeping the maim link http://webpresentationofmksadigh.blogspot.com/
این بلاگ مدام با اضافه کردن اخبار- نوشتار های تازه- اشعار و ویدیو های رسیده تغیر میکند با بکار برد لینک اصلی بلاگ و باز گشت بآن میتوانید آنرا تازه کنید
http://webpresentationofmksadigh.blogspot.com/
At the bottom of main page click at Older Posts to read more materials
در پایان صفحه اصلی بلاگ روی(اولدر پوست) کلیک کنید تا مطالب بیشتری را بخوانید

آزادي يعني اينكه مي خواهم نه برده باشم و نه برده دار.


آزادي يعني اينكه مي خواهم نه برده باشم و نه برده دار.

((آبراهام لينكلن))

مردم حق دارند در هر كجاي دنيا كه باشند در برابر حكومتي كه نمي خواهند، به پا خيزند و آن را به زير كشند تا حاكميتي را كه خود سزاوار خويش مي دانند، برپا كنند. اين "حق" تنها نيرويي است كه مي تواند همه جهان را آزاد كند.

((آبراهام لينكلن))


http://www.youtube.com/watch?v=dlEX1xD1wtM&feature=youtube_gdata_player



THE MAJOR SOURCES OF INFORMATIONS AND NEWS

IRANBBB
http://iranbbb.org/57269.htm
NATURE MAGAZINE
http://www.nature.com/news/2009/091209/full/462704a.htmlRESAANEH LITERARY BLOG
http://www.rasaaneh.blogspot.com/
A BLOG REFLECTING IRANIAN HISTORY
http://www.rooznamak.com/
To read the latest articles and news directly from iran
http://irannewscentral.com/index.html
SHAHREGAN-SHAHRVAND
http://fa.shahrgon.com/
NEW YORK TIMES
http://nytimes.com/
http://nytimes.com/video
ALTERNET
Home AlterNet
BOSTON GLOBE
News results for boston globe
WASHINGTON POST
washingtonpost.com - nation, world, technology and Washington area ...
LOS ANELES TIME
Los Angeles Times - News from Los Angeles, California and the World
MIRHOSSEINMOSAVI
http://www.mosavi.org/
SAN FRANCISCO CHRONICLE
San Francisco Chronicle
VOICE OF AMERICAS
VOA News - وب سايت فارسی صدای آمريکا
BBC PERSIAN
http://www.bbcpersian.com/
AKHBARE ROOZ
http://www.akhbar-rooz.com/
THE NATION MAGAZINE
The Nation Unconventional Wisdom Since 1865
HUFFINGTON POST
Breaking News and Opinion on The Huffington Post
PACIFICA
Pacifica.org - Home
MOTHERJONES
http://www.motherjones.com/
ALARABIYA
http://www.alarabiya.net/persian/
ALJAZIRA
Al Jazeera English - AJE
GUARDIAN
Http://www.GUARDIAN.CO.UK/
CNN
http://www.cnn.com/
TAKTAZ
Taktaz.com - Tactaz.com
NEWS GOOYA
http://news.gooya.com/
FANCAST/SATURDAY-NIGHT-LIFE
http://www.fancast.com/tv/Saturday-Night-Live
NIAC NEWS
http://www.niacouncil.org/site/PageServer?pagename=NIAC_index

مستند عمر خیام نابغه پرسشگر

http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2010/05/100520_omar_khayyam_documentary.shtml



آنچه از پرسپولیس نمی دانستید (شايد هم مي دانستيد!!)


آنچه از پرسپولیس نمی دانستید (شايد هم مي دانستيد!!)
بهمراه تصاویر بازسازی شده از تخت جمشید
فیلسوف آلمانی فردریک هگل می گوید :
"اساس توسعه جوامع انسانی با تاریخ ایران آغاز می شود، و این نقطه ی سرآغاز تاریخ جهان است."
تخت جمشید (Takht -e- Jamshid) نام محلی است که پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
مجموعه تخت جمشید یا پرسپولیس که روزگاری به ثروتمند ترین شهر روی زمین مشهور بود، مظهر نبوغ هنرمندان ‏عصر هخامنشی و پایتخت تشریفاتی بزرگترین امپراطوری باستان است. داریوش این شهر را در سال 519 قبل از میلاد تاسیس کرد تا این شهر باشکوه ترین پایتخت هخامنشی در میان چهار پایتخت شوش، اکباتان، بابل و پرسپولیس باشد که به طور حساب شده در مناطق مختلف برپا شده بودند تا در اداره این امپراطوری گسترده به پادشاهان هخامنشی کمک کنند.
پرسپولیس(شهر پارسی) واقع در 70 کیلومتری شمال شرقی شیراز امروز در جنوب استان فارس، توسط داریوش اول و جانشینانش طی 50 سال ساخته شد. این مجموعه به وسعتی به مساحت 125.000 مترمربع به خاطر داشتن کتیبه های حیرت انگیز سنگی، معماری بی همتا و ستون های چوبی ساخته شده از سروهای لبنانی و درختان ساج هندی در نوع خود بی نظیر است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند. آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود 120 سال به طول انجامید.
در آن زمان هر سال در تاریخ 21 مارس(اول فروردین) نمایندگان قلمروهای مختلف تحت کنترل داریوش به پرسپولیس می آمدند تا نوروز را جشن بگیرند و بهترین هدایا را برای پادشاه می آوردند. حکاکی های پرسپولیس بیانگر حضور باختری ها، بابلی ها، فینیقیه ای ها، اتیوپیوئی ها و افغانی ها با هدایای گرانبهایی مانند طلا و عاج است.
هیئت نمایندگان به رهبری یکی از رجال ایرانی یا مادی از پله های دو طرفه ای بالا می رفتند که انتهایش در مقابل دروازه ملل قرار می گرفت. پس از عبور از این پله ها آنها به یک مجموعه تشریفاتی باشکوه می رسیدند. در دو سوی دروازه ملل پیکره دو گاونر سنگی که نماد نگهبانی هستند، وجود داشت. دروازه ملل یک تالار بزرگ با 4ستون دارد. در ورودی های شرقی و غربی پیکره های شیر با سر انسان وجود دارد که نام خشایارشاه به سه زبان روی آنها حک شده است.
رجال حکومتی پس از ورود به تالار بزرگ روی نیمکتهای مرمری سیاه می نشستند تا به نوبت به پادشاه ادای احترام کنند. پس از عبور مقامات نظامی از در شرقی به سمت کاخ صدستون، ماموران هدیه به دست، به سمت قصر آپادانا هدایت می شدند. آپادانا، ساخته شده توسط داریوش کبیر، مجلل ترین کاخ پرسپولیس می باشد. این قصر دارای یک تالار مدور است با 72ستون 20متری که 13امین ستون هنوز هم پابرجاست.
تالار حضار با فرشهای چندرنگی پوشیده و دیوارهای آن با کاشی های زیبا و دیگر تزئینات آراسته شده بوده است. در سه سوی قصر ایوان مثلث شکل با دو ردیف ستون شش ایی ساخته شده است.
تالار تاج گذاری یا قصر صدستون توسط خشایار شاه پایه گذاری و توسط اردشیر اول به اتمام رسید. ستونهای این قصر از مرمر سیاه با سرستونهای شکل گاو نر ساخته شده است. این بنا هشت راهروی سنگی با تصاویر تاج و پادشاه دارد. این قصر با مساحت 4600 مترمربع بزرگترین بنا در این مجموعه بوده و صدها نظامی را در خود جای می داده است.
قصر تریپلون یا تالار مشورت توسط پادشاهان هخامنشی برای تشکیل جلسات مشورتی بین رجال عالی رتبه ایرانی و مادی و دیگر مقامات مورد استفاده قرار می گرفته است. نقوش بر جای مانده روی دیوارها حاکی از اجرای مراسم نوروز است؛ مردانی دیده میشوند که دست در دست یکدیگر در حال صحبتند و دیگران در حال حمل گل و شکوفه و چیزهای گرد به شکل سیب یا تخم مرغ رنگی هستند.
گنجینه امپراطوری از اولین بناهای ساخته شده در پرسپولیس است که تاریخ دانان از آن به عنوان شهر جواهرات یاد می کنند. بخش اعظم بنا در حمله اسکندر در سال330 قبل از میلاد تخریب و جواهرات آن چپاول شد و آثار دو قرن تمدن و شکوه از بین رفت.
در میان اشیای کشف شده تعدادی لوح وجود دارد که اطلاعات ارزشمندی درباره کارگران پرسپولیس می دهد. این کتیبه های ایلامی بیانگر آن است که کارگران پرسپولیس برده نبوده و در مقابل کار حقوق دریافت می کرده اند. آنها همچنین نشان می دهند که کارگران پرسپولیس ناظران زن داشته اند و گاهی حقوق آنها دوبرابر مردان بوده و مرخصی های زایمان داشته اند. با کشف الواح گلی تخت جمشید شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگاری گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت. زیرا این اسناد حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرها، اعم از عمله، بنا، نجار، سنگتراش، معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح، سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند؛ از ملتهای مختلف، چون ایرانی، بابلی، مصری، یونانی، عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران به شمار می رفتند. گذشته از مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به کارگران می دادند غالبا جنسی بود نه نقدی، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام "شکــل" سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت بود از: گندم و گوشت.
داریوش، تاچارا یا تالار آیینه را به عنوان قصر خصوصی خود ساخت. این تالار با سنگهای صیقلی پوشیده شده بوده که در اثر تابش نور از پنجره ها تصویری منعکس می شده است. هدیش قصر اختصاصی خشایار شاه بوده است. این کاخ با مساحت 2،250 مترمربع اولین مکانی بود که اسکندر به آتش کشید. در قسمت جنوبی هدیش، کاخ ملکه بوده که زنان سلطنتی آنجا مستقر بودند.
مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است و جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند. از آنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده؛ تنها می توان تصویر مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره گیری از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که بخش هایی از این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در حدود 70 سال قبل کشف شد که همین آثار ارزشمند ویژگی های کلی ایرانیان خردمند و اصیل را بازگو می کنند.
در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
و در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
این ادب اصیل ما ایرانیان است:
نجابت
قدرت
احترام
ایمان
مهربانی
خوشرویی
هموطن ایرانی، ایرانی اصیل بمان و برقرار باش

BOOKS PUBLISHED BY M. K. SADIGH

BOOKS PUBLSHED BY M. K. SADIGH

PAINTINGS AND GRAPHICS, four decades of Paintings & drawings Published by Scholastic Press of New York 1990

DEGARDISSY Persian love poems and drawings Published by Presto Press, Berkley, CA, 2005

FROM A GLIMPSE TO PROFONDITY English poemsPublished by Wordclay publisher 2008

TERRESTERIAL SENSIBILITY English poemsPublished by Wordclay Published 2009

SHEKOFE HAYE NASHEKOFTE, Persian pems, Published by Wordclay Publisher 2009

BEYOND COMPREHETION AND ELAM English and Persian poems Published by Wordclay Publisher 2009

THE VEHICLE OF THOUGHT, A Collection of English Poems with French Translation—Persian Poems And Deawings. Published by Wordclay Publisher 2010

THE SHADOWS OF FEAR,Collection of english poems with french translation—Persian poems, drawings, essays and researchs Published by Wordclay Publisher 2011

LIFE BEFORE I KNEW IT— A Collection of English Poems with French Translation—Persian Poems , Derawings, Essays Published by Wordclay Publisher 2011

ESCAPE FROM FIRE, My autobiography with refrence to historical events happened in iran and international , artisic evolutions and activities throughout several transitional periods, including persian poems with english translations and english poems with french translations . Published by Wordclay Publisher 2012

THE DAMNED CITY, A literary and dramatic composition of Persian poems metaphorically expressing non partisan channels, to reveal the causes and the hidden motivations of destruction of a (damned city) including the recent Persian poems, all with English and French translations Published by Create Space Amazon Publisher 2013


Could be ordered directly through

1-866-356 2154

https://www.createspace.com/4128334

https://www.createspace.com/Products/Book/





سرطان قارچ است و قابل درمان میباشد

ايرانياران گرامی،
بسياری به بيماری سرطان مبتلا هستند و يا مبتلا می شوند. من يک پزشک نيستم و مسائل پزشکی را دخالت نمی کنم. اين ايميل را هم نمی توانم رد ويا تاييد کنم ولی از آنجا که در ميان کسانی که در ليست من هستند کسانی هستند که به سرطان مبتلا و در جنگ با آن هستند برای آگاهی همگان می فرستم.
آنرا با پزشکان در ميان بگذاريد... ممکن است بسياری از آنها پذيرفته ويا آنرا رد کنند.
اصرار و تاکيد شما در همکاری با پزش می تواند خيلی مسايل را به نفع شما ويا بيمار شما تغيير بدهد.
ح-ک
Subject: سرطان قارچ است و قابل درمان میباشد

مطلب زير در مورد بيماري سرطان است. بيماري كه حتي اسمش باعث نگراني است.
مطلبي كه ارسال مي‌كنم شايد كمي وقت ارزشمند شما را بگيرد اما فكر مي‌كنم ارزش خواندن را دارد.
اميدوارم و آزرو مي‌كنم در پناه خدا هميشه سلامت باشيد.
سرطان قارچ است و قابل درمان میباشد
عکس جالبی ست، هشت میلیون انسان هر ساله در سراسر دنیا از سرطان میمیرند، بیشتر از نصف این تعداد تنها در ایالات متحده، و پیش بینی شده که تا سال 2030 میزان جهانی آن به 12 میلیون خواهد رسید.
سرطان بزرگترین عامل مرگ انسانهای پائین 85 سال است و در آمریکا از هر چهار نفر یکی به آن مبتلا میباشد.
در واقع تمامی آنچه که موجب رنج و آلام و همینطور مرگ و میر آنها میشود از بیماری هایی ناشی میشود که کارتل های صنایع شیمیایی متعلق به اشراف از پیدا کردن درمانی برای آنها بطور سیستماتیک امتناع میکنند.(سیستماتیک = با هدف و برنامه ریزی شده ).
رئیس یک سازمان تحت کنترل راکفلر در اصلاح نژاد انسان دکتر ریچارد دی در حین صحبت در کنفرانسی که در مورد تحولات آینده جامعه جهانی در پیتزبورگ و در سال 1969 برگزار شده بود، از دکتر ها تقاضا میکند تا دستگاههای ضبط صوت را خاموش نمایند و نت برداری هم نکنند، تا اینکه او جزئیات یک لیست طولانی از تغییرات برنامه ریزی شده را بیان نمود. یک دکتر ولی نت برداری کرده بود و بعداً علناً در موردش صحبت نمود.
حالا، 40 سال بعد از آن، ما میتوانیم ببینیم که چگونه بطور استثنائی دکتر دی دقیق بود:
" ما میتوانیم تقریباً همه سرطان ها را همین اکنون معالجه نمائیم. اطلاعات آن درون پرونده ای در انستیتوی راکفلر موجود است، اگر روزی تصمیم گرفته شود که منتشر شود. "
دی همچنین گفت که " با اجازه دادن به اینکه مردم از سرطان بمیرند جلوی رشد جمعیت گرفته خواهد شد، آدم ها ممکنه از سرطان و یا از هر چیز دیگری بمیرند "!! این مردم روحی در بدن ندارند و به همین جهت چنین کارهایی میکنند.
کمپانی های داروسازی اعظم علاقه ای به درمان سرطان ندارند وقتی در حال انباشتن ثروت هنگفتی هستند که از راه زیر مراقبت گرفتن علائم این بیماری و با داروهایی نابود کننده و کشنده برای سلول ( سموم کشتار مردم) در شیمی درمانی هستند، امّا این فقط برای پول نیست، خاندان هایی که از یک رگه خونی هستند، اشراف حاکم، میخواهند که مردم رنج ببرند و زودتر از موعد بمیرند به عنوان روشی برای کنترل جمعیت.
به همین علت است که هر وقت کسی خارج از کمپانی های داروسازی یک روش مؤثر برای درمان سرطان کشف میکند، به سرعت توسط مؤسسات پزشکی و سازمان های دولتی مورد هدف قرار میگیرد.
یکی از اینگونه موارد دکتری ایتالیایی ست بنام تولیو سیمونچینی، یک مرد بزرگ و شجاع که از سر خم کردن در برابر فشارهای عظیمی که با آن روبرو شده – و همچنان ادامه دارد - امتناع میکند، پس از اینکه دریافت سرطان چیست و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.
" اتهام " سیمونچینی این بوده که کشف کرد سرطان توسط قارچ کندیدا(Candida Albicans) بوجود میاید، یک ارگانیزم مخمر مانند که به تعداد کم در بدن زیست میکند حتّی در افراد سالم. سیستم دفاعی بدن بطور معمول آنها را تحت کنترل نگه میدارد. امّا هنگامی که کندیدا به یک قارچ قوی تبدیل میشود، برخی از مشکلات سلامتی را بدنبال خواهد داشت از جمله سرطان.
تولیو سیمونچینی میگوید که سرطان همین عفونت های قارچی کندیدا میباشد و اینکه توضیحات جامعه پزشکی در مورد سرطان به عنوان یک اختلال عمل سلولی کاملاً اشتباه است.
کندیدا
سیمونچینی یک متخصص در تومور شناسی، اختلالات متابولیک و دیابت هاست امّا او از این هم بیشتر است. او یک دکتر واقعی ست، کسی که بدنبال کشف کردن حقیقت برای مصلحت بیمارانش میباشد و از پذیرش طوطی وار دیدگاه رسمی، اینکه دکترها چگونه باید عمل یا فکر کنند، امتناع میورزد.
او دگم موجود در انطباق فکری روشنفکرانه را با تمام مفروضات ثابت نشده اش، دروغ، تقلب و جعلیات آن به چالش گرفته است. او به سختی به انتقاد از تشکیلات های پزشکی می پردازد که همچنان به روش هایی که برای درمان و مقابله با اپیدمی جهانی سرطان بیفایده هستند، ادامه میدهند.
از زمانی که به پزشکی ورود نمود دریافت که یک چیزی در رابطه با روش های درمان سرطان اشتباه ست:
" درد و رنج های وحشتناکی را میبینم. من در بخش اطفال مربوط به تومورشناسی بودم – همه این بچه ها میمیرند. من داشتم رنج میبردم وقتی میدیدم بچه های بیچاره با شیمیایی شدن، و با رادیواکتیو شدن میمیرند."
عصبانیت و غم و اندوه از آنچه که شاهدش بود او را به سوی تحقیق برای فهمیدن، و در نتیجه درمان این بیماری ویرانگر هدایت نمود. او تلاش خود را با ذهنی باز و یک کاغذ سفید خالی از فرضیات خشک و تعلیمات تحمیلی توسط جریان رسمی " جامعه پزشکی و علمی " شروع نمود.

چه تعداد دیگر از اینگونه کودکان معصوم باید با رنج و درد بمیرند تا مردم از نگاه کردن به دکتران به عنوان " خدایان دانای همه چیز " دست بردارند و میزان شگفت انگیز جهل موجود را درک نمایند؟!!.
سیمونچینی دریافت که همه سرطان ها به یک صورت عمل میکنند. اهمیت ندارد که در کدام قسمت بدن و یا چه فرمی به خود بگیرند. یک عامل مشترک وجود دارد. او همچنین دریافت که توده های سرطانی همیشه سفید هستند.
چه چیز دیگری سفیده؟ قارچ - کندیدا.
سیمونچینی متوجه شد که آنچه طبّ عمومی بعنوان رشد خارج از حد سلولی – توسعه تومورهای سرطانی – بدان معتقد است، در واقع سلول هایی است که سیستم دفاعی بدن برای دفاع از حمله کندیدا تولید میکند. او میگوید که مراحل به اینصورت دنبال میشود:

" بطور معمول کندیدا توسط سیستم دفاعی بدن تحت کنترل نگه داشته میشود، امّا هنگامی که سیستم دفاعی بدن تحلیل رود و تضعیف شود، کندیدا میتواند توسعه یابد و یک " کلنی " بسازد.
کندیدا سپس به یکی از اعضای درونی بدن نفوذ میکند و در اینصورت سیستم دفاعی میبایست به این تهدید به روش دیگری جواب دهد.
این " روش "، ساختن یک دیواره دفاعی با سلول های خودش میباشد و این گسترش یافتگی سلولهاست که ما آن را سرطان مینامیم. آنچه که اجازه میدهد سرطان بروز نماید، یک سیستم دفاعی تضعیف شده است. وقتی که سیستم دفاعی مؤثر عمل کند، مشکل را قبل از اینکه از کنترل خارج شود مهار میکند، و کندیدا را تحت کنترل نگه میدارد ".

امّا درست هنگامی که تعداد سرطانی ها در سراسر جهان هر چه بیشتر افزایش پیدا میکرد چه اتفاقی در حال رخ دادن بود؟ یک جنگ تمام عیار و حساب شده بر علیه سیستم دفاعی بدن انسان ها که در هر دهه موذیانه تشدید شده است.
سیستم دفاعی توسط افزودنیهای خطرناک به نوشیدنی و غذا، کشاورزی شیمیایی، واکسیناسیون، تکنولوژی الکترومغتاطیسی و مایکرویوی، داروهای کمپانی های داروسازی و استرس موجود در " زندگی مدرن " تضعیف میشود.
کودکان امروز چه دفاعی خواهند داشت وقتی 25 واکسن تا قبل از دو سالگی به آنها تحمیل میشود، درست موقعی که این سیستم در حال شکل گرفتن است؟
این روشی ست که خانواده های اشراف ایلومیناتی برای کنترل انبوه جمعیت در نظر گرفته اند. با برچیدن دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها.
حال شک واقعی در اینست که، چه چیز سیستم دفاعی را از همه سریعتر نابود میکند؟
شیمی درمانی
پرتودرمانی را هم به آن اضافه نمائید. شیمی درمانی برای کشتن سلول طراحی شده است. به همین سادگی.
" آخرین درجه " مراقبت های سرطانی امروزه مسموم نمودن بیمار و امید داشتن به اینست که سلول های سرطانی را زودتر بکشند بعد از اینکه به اندازه کافی سلول های سالم را نابود کردند.
این سّم شیمی درمانی سلول های سیستم دفاعی را میکشند و آنها را تکه پاره میکنند. و کندیدا هنوز در آنجاست.
این سیستم دفاعی ویران شده بدن نمی تواند بطور مؤثر به کندیدا پاسخ دهد، و کندیدا به قسمت های دیگر بدن سرایت میکند تا پروسه دیگری را آغاز نماید. حتّی کسانی که به نظر میرسند که علاج یافته اند پس از عمل جراحی یا شیمی درمانی و همه گونه چک - آپ پاک و عاری شدن از تومورها راهم دریافت نموده اند، فقط ساعتی در حال تیک تاک کردن هستند.
سیستم دفاعی بدن آنها ویران شده است و فقط یک مدت زمان میبرد تا کندیدا باعث عودت دوباره شود. بطور خلاصه:

شیمی درمانی مردمی را میکشد که تصور میرود در حال درمان آنهاست.

البته، بجز گرفتن زندگی کار دیگری نمی تواند انجام دهد. یک نوع سّم است که نابود کننده سیستمی ست که ما برای سلامتی و قوی بودن به آن نیاز داریم.

وقتی دکتر سیمونچینی دریافت که سرطان یک عفونت یا هجوم قارچی ست، بدنبال تحقیق در مورد چیزی رفت که قارچ را بکشد و در نتیجه سرطان را از بین ببرد. او متوجه شد که داروهای ضد قارچ کارگر نمی باشند، زیرا قارچ ها به سرعت تغییر رفتار میدهند و حتّی از دارویی که برای کشتن آنها تجویز شده تغذیه میکنند.
در عوض، سیمونچینی یک چیزی پیدا کرد بسیار بسیار ساده تر: سدیم بی کربنات. آری، ماده اصلی مورد استفاده در نان پزی.
او از همین استفاده کرد چون یک نابود کننده قوی قارچ ها میباشد و بر خلاف داروها، کندیدا نمیتواند خود را با آن " تطبیق " دهد. سدیم بی کربنات از راه دهان و توسط آندوسکوپی اعمال میگردد،(یک لوله دراز که دکترها برای دیدن داخل بدن و بدون عمل جراحی از آن استفاده میکنند). این روش اجازه میدهد که سدیم بی کربنات مستقیم بر روی سرطان – قارچ قرار داده شود.
مصریان قدیم خواص درمانی مواد ضد قارچ را می شناختند و کتابهای هندی تا هزار سال قبل توصیه نمودند که " مواد قلیایی دارای قدرت قوی " در مبارزه با سرطان هستند.
در 1983، دکتر سیمونچینی یک مرد ایتالیایی را معالجه نمود، جنارو سانگرمانو، کسی که با داشتن سرطان ریه فقط چند ماه مهلت زندگی کردن برای او تعیین کرده بودند. چند ماه بعد او نمرد، او سالم به زندگی بازگشت و سرطان از بین رفته بود.موفقیت های بیشتری ادامه یافت و سیمونچینی یافته های خود را به سازمان بهداشت ایتالیا معرفی نمود به امید اینکه آنها در یک آزمایشات علمی تحقیقی نشان دهند که این کار میکند، امّا او درحال یادگیری مقیاس واقعی حقه بازی و فریبکاری در نظام پزشکی بود.
مقامات نه تنها مدارک و مستندات او را نادیده گرفتند، بلکه او را از تجویز درمان هایی که مورد تائید سازمان پزشکی نیست محروم نمودند.
او توسط رسانه ها زیر یک رشته حملات شریر و تمسخر کننده قرار گرفت. سپس سه سال بخاطر ایجاد مرگ اشتباهی " بیمارانی که تحت مراقبت او قرار گرفته بودند زندانی شد. دستور به هر گوشه ای رسیده بود: سیمونچینی را هدف قرار دهید.
مقامات نظام پزشکی گفتند که ادعای او در مورد بی کربنات سدیم " دیوانگی " و " خطرناک " است ( البته فقط برای منافع کمپانی ها ی داروسازی خطرناک است ). یکی از " رهبران دکترها " حتّی سدیم بی کربنات را یک " ماده مخدر " نامید!
در تمام این مدت میلیون ها نفر از سرطان در حال مردن بودند که میتوانستند بطور مؤثر درمان شوند. این انسان نماها هیچ اهمیتی نمی دهند.

دکتر تولیو سیمونچینی خوشبختانه، آدم ترسوئی نیست و او در اینترنت و گفتگوهای مردمی به انتشار کار خود ادامه داد. او موفقیت های قابل توجهی در کاهش و حذف کاملاً واقعی حتّی بعضی از سرطان ها که در مراحل پیشرفته و نهایی قرار داشته اند، با استفاده از بی کربنات سدیم کسب نموده است. در بعضی موارد این ممکن است ماه ها طول بکشد، امّا در بعضی دیگر، مانند سرطان سینه که تومور به آسانی در دسترس میباشد، در چند روز محو میشود.
مردم همچنین تحت راهنمائیهای دکتر سیمونچینی در حال معالجه کردن خود هستند. در آخر این مقاله لینک هایی وجود دارد که صحبت ها و تجربیات افرادی را که از این طریق معالجه و درمان شده اند را میتوانید مشاهده نمائید.
یافته های دو محقق و دانشمند انگلیسی نیز ثابت نموده که سرطان قارچ میباشد.پروفسور گری پوتر از گروه کشف داروی سرطان و پروفسور دن بورک. مجموع یافته های این دو برملا نموده که:
سلول های سرطانی دارای نوعی " نشان شیمیایی " منحصر بفرد هستند که سلول های عادی فاقد آن هستند. یک نوع آنزیم که "سیپ وان بی وان" تلفظ میشود.
سیپ وان بی وان ساختمان شیمیایی چیزی را تغییر میدهد که سالوسترول نامیده میشود که بطور طبیعی در بسیاری از میوه ها و سبزیجات پیدا میشوند. این تغییر شیمیایی سالوسترول را به یک عامل کشنده سلول های سرطانی تبدیل میکند، امّا هیچ صدمه ای به سلول های سالم وارد نمیکند.
امّا نکته ای که نشان میدهد سرطان یک قارچ است در اینجاست: سالوسترول سیستم دفاع طبیعی در میوه ها و سبزیجات علیه حملات قارچی ست و بهمین جهت شما آنها را فقط در گونه هایی که در معرض آسیب های قارچی قرار میگیرند مشاهده میکنید، مانند توت فرنگی، ذغال اخته، تمشک، انگور، کران بری، سیب، گلابی، سبزیجات سبز ( به خصوص گل کلم و خانواده کلم )، کنگر فرنگی، فلفل قرمز و زرد، اووکادو، مارچوبه و بادمجان.
از طرف دیگر، کمپانی های داروسازی و بیوتکنولوژی از این امر بخوبی آگاهند و آنها برای تحلیل بردن این دفاع طبیعی در مقابل حملات قارچی عملیات عظیمی را براه انداختند که به دو صورت عمل میکند:
1- پاشیدن مواد شیمیایی ضد قارچ که در کشاورزی مدرن مورد استفاده قرار میگیرند قارچ ها را بطور مصنوعی می کشند، این بدین معنی ست که گیاهان احتیاجی به فعال کردن سیستم دفاعی خود – سالوسترول - ندارند و امروزه شما فقط آنها را در گیاهانی که به روش سنتی کشت شده اند پیدا میکنید.
2- این ضد قارچ های شیمیایی که بطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند یک متوقف کننده بسیار قوی سیپ وان بی وان میباشد و اگر شما غذاهایی راکه بصورت شیمیایی تهیه شده اند بخورید، اهمیتی نخواهد داشت که چقدر سالوسترول مصرف کرده باشید زیرا آنها بعنوان یک عامل نابود کننده سرطان فعال نخواهند شد. یعنی قادر به عملی که برای آن طراحی و خلق شده اند نخواهند بود.
این عمل اتفاقی نیست ویک طراحی حساب شده است. همانطور که حمله های مقامات برای نابود کردن تولیو سیمونچینی حساب شده است. اشراف میخواهند مردم از سرطان بمیرند، نه اینکه معالجه شوند. آنها از نظر روانی و احساسی تا آنجا که قادر به تصور کردنش هستید بیمارند و انسان ها را بصورت گاوان و گوسفندان نگاه میکنند.
برایشان مهم نیست که فریبکاری و سرکوب آنها چه مقدار زجر، رنج و مرگ را باعث میشود – از چشم انداز جنون آمیز آنها هر چه بیشتر بهتر. و این همان چیزی است که این مردم هستند... مجنون.
امّا سیمونچینی از سر خم کردن امتناع میکند و مبارزه خود را برای چیزی که او آنرا یک معالجه مؤثر برای سرطان میبیند ادامه میدهد. در حالیکه در دنیا تعداد مرگ و میر بخاطر سرطان مداوماً در حال افزایش است آنهم برای معالجاتی که کارگر نیستند و بر اساس فرضیاتی که هیچگونه واقعیتی ندارند اعمال میشوند.

این در واقع یک جامعه دیوانه است، هر چند، از چشم انداز خانواده های اشراف، همینطور هم باید باشد. خدا را شکر برای شهامت و متعهد بودن انسان هایی مانند تولیو سیمونچینی. ما نیاز به تعداد بیشتری انسان های امثال او داریم.
چه تقابل شخصیتی قویی بین او و کسانی که در خدمت تشکیلات پزشکی هستند وجود دارد؟ وقتی سیمونچینی چند هفته قبل در کلینیک شن سخنرانی کرد قبل از ورود او بعضی دکترهای محلی نظریات او را رد کردند و به تمسخّر گرفتند.
آنها به سخنرانی او دعوت شده بودند، که میتوانست برای بیماران آنها فواید بالقوه عظیمی در بر داشته باشد. صندلی هایی برای آنها رزرو شده بود تا صحبت های سیمونچینی را از نزدیک بشنوند و شانسی به آنها داده شد تا سؤالات خود را مطرح نمایند.
چه اتفاقی افتاد؟
آنها هرگز نیامدند.
لینک مقاله اصلی:
http://www.davidicke.com/articles/medicalhealth-mainmenu-37/29121

در لینک زیر میتوانید مدارک و شهادت دادن بیمارانی که توسط سیمونچینی درمان شدند را ملاحظه نمائید.
http://www.curenaturalicancro.org/testimonianze.htm

در این ویدئوی خارق العاده سرطان و نابود شدن آن را مستقیم ببینید.
http://video.google.it/videoplay?docid=-598800713255508140&hl=it#

اف دی ای سازمانی که مسئول حفاظت از مردم آمریکاست و با پول مالیات دهندگان اداره میشود، همیشه در جهت منافع کمپانی های غول پیکر داروسازی برای از بین بردن کمپانی ها وتجار کوچک که داروهای غیر شیمیایی و طبیعی تولید میکنند تلاش مینماید و سعی بسیار در سانسور حقیقت دارد.

کندیدا را خودتان در بدن خود و بسیار ساده آزمایش کنید:

صبح بلافاصله پس از بیدار شدن در یک لیوان نیمه پر آب تف نمائید. سعی نکنید با دست و یا وسیله ای بزاق را از درون دهانتان بیرون بکشید، فقط تف کنید، هر قدر کم باشد مهم نیست. بعد از یک ربع یا نیم ساعت محتویات لیوان را به آرامی هم بزنید، سپس آنرا در مقابل نور بگیرید.اگر تف در بالای آب قرار گرفت و یا حل شد شما سالم هستید، امّا اگر لیوان را مکدر و غیر شفاف نمود بدن شما دارای بالانس یا تعادل کندیدا نیست. بهترین و مؤثرترین کار، تغییر شیوه غذا خوردن، روی آوردن به نوشیدن آب میوه و سبزیجات و دوری کردن از هر گونه خوردنی های بسته بندی شده، کنسرو شده و مخصوصاٌ فراورده های چینی ست.

قرارداد بردگي اعراب با ايرانيان



Subject: قرارداد بردگی اعراب با ایرانیان

قرارداد بردگي اعراب با ايرانيان

ميرزاآقا عسگري. ماني

تاريخ به زبان ساده!
ده فرمان اعراب عليه ايرانيان

وقتي «فتح‌الفتوح» اعراب بر ضد ايران در «جنگ جلولا»* روي داد و کمر سپاهيان ايران، کيان ايران و سربلندي ايراني در برابر سرداران سپاه عرب درهم شکست،ايرانيان براستي زير شمشير، شلاق، آيات و فرامين اعراب مسلمان قرارگرفتند. چند ميليون ايراني در دو قرن نخستِ پيروزي مسلمانان برايران کشته شدند. صدها هزارنفر به هندوستان و شرق اروپاي امروزي گريختند. مسلمانان، مردم ايران را «بنده»، «موالي»؛ «برده»؛ «کنيز»؛ «عجم = لال»؛ «مجوس= جادوگر وحقه‌باز» ناميدند و دماغ ايرانيان را به خاک ماليدند.

مسلمان‌هاي عرب قراردادي نانوشته را به ايراني‌ها تحميل کردند که تا به اکنون نيز اجرا مي‌شوند:

? – چون مردم ايران از دين و سپاه عربستان شکست خورده‌ بودند (وهنوز هم اين شکست جبران نشده) بايد روزي 20 بار به سوي عربستان (پايتخت اسلام که محمد از آنجا برخاسته بود) زانو بر زمين بزنند و سنگي سياه در «ام‌القراي اسلام» را سجده کنند

? – در اين سجده؛ ايرانيان (مانند ملت‌هاي شکست‌خورده‌ي ديگر) بايد 20 بار پيشاني خود را هم به خاک عربستان (مُهر نماز) فرود بياورند و تعظيم‌کنان اظهار عجز، عبوديت و بيعت کنند!

? – ايرانياني که ستاينده‌ي اهورامزدا بودند و خود؛ پيشوائي با نام زرتشت داشتند، پس از شکست از مسلمان‌ها بايد 12 بار در 2 نوبت شبانه روزي با صداي بلند اعتراف کنند: «الله اکبر! اشهدان محمد رسول‌الله. اشهد ان علي ولي الله ...» تا يادشان نرود که مزدا بي مزدا! زرتشت بي زرتشت! ايران بي ايران! محمد عرب و علي عرب ارباب ايرانيان شده‌اند!

?- در عراق جنگي اتفاق افتاد بين دارو دسته‌هاي معاويه و حسين که هيچ ربطي به مردم شکست خورده‌ي ايران نداشت (مانند جنگ فلسطيني‌ها و اسرائيلي‌ها). جنگي بود بر سر قدرت و خلافت و ثروت بين خود عربها که پيروان دين محمد بوده‌اند. اما ايرانيان 14 قرن است بايد مراسم عزاداري براي «سالار شهيدان؛ حسين ابن علي» برگزار کنند؛ و در سوگ آن آدم‌هاي نديده و نشناخته که دشمنان مردم ايران بودند بر سر و سينه‌ي خود بکوبند، گِل و خاک و کاه برسر بريزند، نذري بدهند، قرباني بکنند، گريه و زاري بکنند، قمه و زنجير بزنند تا يادشان نرود که برده؛ موالي و مسلمان شده‌اند. آنان بايد بر سر خود بکوبند تا يادشان نرود برده‌ي اعراب شده‌اند. (آفرين بر اين ايرانيان که گويا فرزندان کوروش و آرش و رستم بوده‌اند!)

?- ايرانيان مجبور بودند (و هنوزهم هستند) که کتاب ديني عربها (قرآن) را ببوسند و برچشم بگذارند! آنهم پس از اين که «طهارت» گرفته باشند تا نجاست ايراني بودنشان برطرف شده باشد! ايرانيان مجبورند قرآن را «مقدس» بدانند و آيات آن را شب و روز در خانه و مسجد، بهنگام تولد فرزندان و بر سر گور مردگان خود با صداي بلند براي يکديگر بخوانند تا يادشان بماند از دست عربهاي مسلمان شکست خورده‌اند و موالي و بنده‌ي آنها هستند. (درود براين ايرانيان که پدراني همچون فردوسي و کاوه و بابک داشته‌اند!)

? – ايرانيان شکست خورده بايد به نمايندگان ديني عربها باج‌هاي گوناگوني بدهند مانند: جزيه، خمس، زکات، سهم امام، اوقاف، نذري؛ قرباني و...
? – از «وظايف شرعي» ايرانيان يکي هم اين بود و هست که بايد به زيارت، پايبوسي و آستان‌بوسي و خاک‌ليسي عرب‌هاي پيروز بروند. به زيارت قم، مشهد، کربلا، نجف، سوريه و مکه. بايد بروند حتا معجر قبرهاي پيروزمندان برايران را ببوسند و از آنها طلب «مغفرت» کنند!

? – براي اين که نکند يک وقتي ايرانيان بفکر رها کردن خود از چنگال عرب‌زاده‌هاي مسلمان شوند، بايد براي درمان دردهاي بيشمار خود که بر اثر تسلط اسلام و عرب بر ايران بوجود آمده، چشم براه نسل دوازدهم خاندان امت و نبوت عربي يعني «امام زمان» بمانند! سرانجام شايد آن طفل 4 ساله عرب (که لابد دست چپ و راستش را هم نمي‌شناسد) پس از 1400 سال و درست در قرن 22 که سده‌ي علم و دانش است از چاهي در بصره ظهور کند و به داد ايرانياني برسد که از دست اجداد خونريز او به نکبت ابدي دچار شده‌اند! حتا شاه و شاهزاده‌ي ايراني هم: يا کمر بسته‌ي «امام رضا و صاحب‌الزمان» هستند يا نام آنها و اجدادش را برخود نهاده‌اند! حتا پهلوان وزنه‌برداري يا فوتبال ايران هم درصحنه‌ي جهاني اعتراف مي‌کند که با ياري آن بچه‌ي 4 ساله توانسته نفر اول جهان شود!

? – ايرانيان شکست خورده بايد احترام ويژه‌اي به نوه نتيجه‌هاي عربهاي چيره شده بر ايران بگذارند که نام سيد (آقا) بر خود نهاده‌اند. بايد به نام «نذري و خيرات» به «سيدها = سرورها) باج بدهند و در برابرشان تا کمر خم شوند و به «سادات» ابراز بندگي و ارادت نمايند تا يادشان نرود که اگر آن امام‌ها و سرداران ايران‌کوبِ عرب مرده‌اند؛ نوادگانشان در «ايرن اسلامي» حي و حاضرند و حتا يکي از آنها با نام سيد روح‌الله خميني رهبر انقلابشان عليه شاه بوده است، و يکي ديگر با نام سيدعلي خامنه‌اي رهبر فعلي‌شان است!
اکنون ما به‌جاي «سپاه ايران»؛ «سپاه قدس»؛ «سپاه محمد» و«سپاه خاتم‌الانبياء» داريم! گرچه گويا عرب‌ها ازسر ما دست برداشته‌اند اما نمايندگان ايدئولوژيک آنها (سپاه پاسداران، بسيج، سربازان گمنام امام زمان، روحانيون، سادات، طلبه‌ها، آيت‌الله‌ها و...) دارند اقدامات سعدابن‌ابي‌وقاص را درايران عليه ايرانيان ادامه مي‌دهند!(يعني: ما خود به دشمن خود تبديل شده‌ايم و ديگر نيازي به سعد‌ابن‌ابي‌وقاص، عمرابن خطاب، علي‌ابن‌ابي‌طالب؛ محمد ابن عبد‌الله و يزيد‌ابن مهلب نداريم!)
?? - ايرانيان بايد در نماز جماعت، پشت سر يکي از نمايندگان اسلام عربي که نامشان «روحاني» يا «آخوند» است قرار بگيرند و مانند ميمون از هرکاري که او مي‌کند و هرچه که او مي‌گويد تقليد کنند. ايرانيان بايد مقلدِ «مراجع تقليد» باشند! (يعني، هم بايد ماچ بدهند و هم پول و هم کول!) تا يادشان نرود که در سال ?? هجري (هجرت محمد از مکه به مدينه که هيچ ربطي به ما ندارد اما شده مبداء تاريخ ما!) سردار عرب: سعدابن ابي وقاص در جنگ جلولا، به دستور عمرخليفه‌ي مسلمين و با پشتيباني علي‌ابن‌ابي‌طالب؛ فتح‌الفتوح عربي عليه ايرانيان کرد و ايران بزانو درآمد از 14 سده‌ي گذشته تا به اکنون نتوانسته قامت و زانويش را راست کند!

يک پرسش از هم‌ميهنانم:
چرا آخوندهائي که بر منبر اين همه براي ماجراي «صحراي کربلا» جلز و ولز مي‌کنند، هرگز عليه سعدابن ابي وقاص يک کلمه هم سخن نگفته و نمي‌گويند؟! چرا نام کاخ آخرين پادشاه ايران «سعدآباد» بود؟! چرا روحانيان، مراجع تقليد و آخوندهاي ايران از شکست رستم فرخزاد به دست سعدابن ابي وقاس ابراز تاسف نمي‌کنند؟! چرا بسياري از ايرانيان مقلد اين جماعت ضدايراني‌‌اند؟!

--------------------------------------------------------------
* جنگ جلولا. برگرفته از ويکيپيديا
پس از جنگ تيسفون و سقوط پايتخت ساسانيان ، يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني تيسفون را ترک گفته رهسپار حلوان که شهر کوچکي در نزديک خانقين کنوني بود، شد تا مقدمات اعزام نيرويي را فراهم آورد. بعد از چندي به سعد بن ابي وقاص خبر رسيد که يزدگرد سوم در حلوان قشوني جمع کرده، در صدد جنگ‌است. سعد کس نزد عمر فرستاد تا از وي درباره? تعقيب يزدگرد اجازت کند. عمر در پاسخ دستور داد خود سعد در مدائن بماند ولي برادرزاده? هاشم ابن عتيبه با دوازده هزار نفر از سپاهيان را بدانجا بفرستد. [?] خره‌زاد فرخزاد که در اين زمان سپهسالار ايران بود چون از تيسفون بيرون آمد به جلولا که رسيد به صوابديد بعضي از سرداران ديگر در صدد برآمد پيش از آنکه لشکرش پراکنده شوند و هر يک بجايي بروند، يکبار ديگر پيش هجوم عرب درايستد و در دفع بلاي آنها جهدي بکار برد. در زماني که يزدگرد در حلوان بود فرخزاد نامه‌اي به او نوشت و از او مال و لشکر مدد خواست. يزدگرد مال و سپاه جهت وي فرستاد و حتي از اصفهان نيز لشکر به ياري وي فراز آمد. بموجب يک روايت ديگر مهران رازي بود که در اين واقعه فرماندهي داشت. ايرانيا




THE LINK TO INTERSTING AND INFORMATIVE BLOGS

  • http://iranian.com
  • http://www.en.wikipedia.org/wiki/Main_Page
  • http://www.english.illinois.edu
  • http://www.fa.wikipedia.org/
  • http://www.gooya.com
  • http://www.iranscope.ghandchi.com/Anthology/headlines2.htm
  • http://www.mahmag.org
  • http://www.mirassiran.com
  • http://www.shahrvand.com

Twitter Updates

Twitter Update

follow me on Twitter and facebook http://www.facebook.com/home.php

http://twitter.com/

BLOG ARCHIVE OF WEBPRESENTATION

  • April 2011 (1)
  • February 2013 (3)
  • April 2013 (2)
  • June 2013 (1)

M. K. SADIGH'S BRIEF BIOGRAPHY

M. K. SADIGH
REPRESENTED BY

The Art Gallery of Ontario Centennial exhibition, Expo 67 Montreal Canada, Montreal Museum of Fine Arts (Group Exhibition) 1968, Place Des Arts Montreal 1969 (Group Exhibition), Sherbrook University Sherbrook PQ 1969. Gallery Libre Montreal (Solo Exhibitions) From 1966 to1976 First Biennial Exhibition Of (Canadian Artists participants) Barcelona 1972, Vanguard II Montreal 1974 - 76, Macy Gallery Columbia University NYC 1980, First Tehran Biennials 60-62, Tehran University Solo Exhibition 1962, Rang Art Gallery New Jersey 1987- 1989 Solo Exhibitions, Suite 16 Cultural Center 1989, University Of Booalicina (Group Exhibition) Washington DC 1990, Galleries D' Exposition Du Centre Strathern Montreal 1991, Social Services Committee of PCHA New Jersey Exhibition & Lecture 1993. Iranian Association for Art & Culture Washington DC Solo Exhibition & Lecture 1994.Solo exhibition and lecture Grateneck Library 2007, solo exhibition Artsquest-Banana Fctory, Bethlehem, Pennsylvania, 2008, Cable-vision, interview 1998,Cable-Vision, ( Pars-Vision in Persian) on: history, politic, social, art-related programs from 2006-to the end of 2007-Member of editorial , writer and researcher- contributer of articles in Persian Heritage Magazine more than 12 years, publishing four books of poetry(2 English poems and one Persian poems and one book English and Persian poems) 2008-2009 Published-by Wordclay publisher...www.wordclay.com/

EDUCATIONAL BACKGROUND;
1962 B.F.A. Tehran University
1978 M.A.A.ED Concordia University Montreal CANADA
1982 ED.D. Columbia University NYC